محمد خزائلى

41

شرح بوستان ( فارسى )

ز مشرق به مغرب مه و آفتاب ، * روان كرد و بنهاد گيتى ( 1 ) بر آب زمين از تب لرزه آمد ستوه * فرو كوفت بر دامنش ميخ كوه ( 2 ) دهد نطفه را صورتى چون پرى * كه كردست بر آب صورتگرى ؟ . . . . . . . . . .